<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دل نوشته های یک خسته</title>
	<atom:link href="http://tabarestani.ir/fa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tabarestani.ir/fa</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 15 May 2010 21:28:44 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>خسته ام</title>
		<link>http://tabarestani.ir/fa/1389/02/26/%d8%ae%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d9%85/</link>
		<comments>http://tabarestani.ir/fa/1389/02/26/%d8%ae%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 15 May 2010 21:03:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد طبرستانی راد</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[خسته ام]]></category>
		<category><![CDATA[عاطفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tabarestani.ir/fa/?p=16</guid>
		<description><![CDATA[
خسته ام ، خسته از این خسته شدن                           پــر وبــالی زدن و بــستــه شدن 
بــایــد ایـن بـار پــریـــد هـــم قفسـان                          ذلّت است ، گندم و وابسته شدن 
کــار مــردان بـزرگ اســـت عــزیــز                         زقـــفــس رفــتن و وارســته شدن
مٌـــردن عــاطفـــه ها شـــایعـــه بود                           این بدی هاست که همدسته شدن 
بیـــت آخـــر نــــرسـیــد خسته شـدم                          خسته ام، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><strong><span style="font-size: 16px; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">خسته ام ، خسته از این خسته شدن                           پــر وبــالی زدن و بــستــه شدن </span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><strong><span style="font-size: 16px; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">بــایــد ایـن بـار پــریـــد هـــم قفسـان                          ذلّت است ، گندم و وابسته شدن </span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="font-size: 16px; color: #ff3366; font-family: arial, helvetica, sans-serif;">کــار مــردان بـزرگ اســـت عــزیــز                         زقـــفــس رفــتن و وارســته شدن</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><strong><span style="font-size: 16px; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">مٌـــردن عــاطفـــه ها شـــایعـــه بود                           این بدی هاست که همدسته شدن </span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><strong><span style="font-size: 16px; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">بیـــت آخـــر نــــرسـیــد خسته شـدم                          خسته ام، خسته از این خسته شدن </span></strong></span></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tabarestani.ir/fa/1389/02/26/%d8%ae%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با اجازه آقا دوباره سلام</title>
		<link>http://tabarestani.ir/fa/1388/11/12/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://tabarestani.ir/fa/1388/11/12/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Feb 2010 06:31:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد طبرستانی راد</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[شیعه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>
		<category><![CDATA[علمدار]]></category>
		<category><![CDATA[علوی]]></category>
		<category><![CDATA[عمار]]></category>
		<category><![CDATA[مالک اشتر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tabarestani.ir/fa/?p=1</guid>
		<description><![CDATA[این مثل مالک؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟
کجاست مثل مالک؟ کجاست عمار؟ کجاست ذوالشهادتین؟
دیرگاهی پیش بود که صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل کوفه و شام برخاست.آن هنگام که مالک اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی که جوابی در پی نداشت.
روزها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این مثل مالک؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟<br />
کجاست مثل مالک؟ کجاست عمار؟ کجاست ذوالشهادتین؟<br />
دیرگاهی پیش بود که صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل کوفه و شام برخاست.آن هنگام که مالک اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی که جوابی در پی نداشت.<br />
روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!<br />
<span id="more-1"></span>آن روز هم، امام دیگری بود و ندای دیگری:‌« هل من ناصر ینصرنی؟ » این ندا هم زمانی بر آمد که ابوالفضل علمدار، علی اکبر، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و &#8230; در برابر چشمان حسین (ع) به خون غلتیده بودند و او سرداری بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهای فروافتاده، دستهای به عقب کشیده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده ای که به دنبال محل فراری چون زمین هستند نا از تیررس نگاه امام فرار کنند. بجز ۷۲ تن؟! همین !</p>
<p>آیا جواب سؤالی بدان عظمت، سئوالی که زمین و زمان، فرشتگان و ملایک برای جوابش هروله می کردند، همین بود؟!</p>
<p>نه ! نبود !‌و از همین رو بود که علی جوابش را از محراب با فرق خونینش گرفت و حسین بر سر نیزه !</p>
<p>آن روزگار گذشت و امروز، روزگار دیگری است. امروز نیز روز امام دیگری است. اما همچنان همان سئوال باقی است :</p>
<p>- کجاست یاریگری که به یاری امامش بشتابد؟</p>
<p>و جواب نیز همان ! سکوت !‌خجلت ! غلفت ! ترس !</p>
<p>دیگرگاهی است که هر روز ندایی در صحن دل شیعیان می پیچد :</p>
<p>« کجاست یاریگری که به یاری مهدی بشتابد؟!»</p>
<p>و ما همچنان چشمان شرمزده و گنهکار، اما مشتاقمان را به زمین دوخته ایم. سر به جانب دیگری گردانده ایم و دستانمان را به کار دنیا مشغول داشته ایم ! و او هر روز دلتنگ عاشقی، منتظر یاریگری ، با گلویی بغش آلود، چشمان امیدوارش را که از نگرانی برای شیعیان اشک آلود است به آسمان دوخته :</p>
<p>- پس کی ؟</p>
<p>آری !‌امروز دیگر آن روزگار نیست، که این آخرین حجت خدا، بقیه الله الاعظم (عج) هم به سرنوشت اجداد اطهرش دچار گردد.</p>
<p>او در پس پرده می ماند تا آنگاه که مالک ها، عمارها، حبیب ها و ابالفضل هایش را پیدا کند.</p>
<p>اومانده است تا زمین خدا ،‌از حجت خالی نماند و ظهوراو محقق نمی شود مگر به حضور مالک ها،‌عمارها، و حبیب ها.</p>
<p>به راستی ! ما که ادعای علوی بودن را بر سینه داریم و چشم به راه قیام مهدی (عج) هستیم،</p>
<p>هیچ با خود فکر کرده ایم که امروز هم ندای أین مثل مالک، أین عمار، أین ذوالشهادتین علی (ع) از حنجره فرزندش مهدی (عج) در فضا طنین انداز است !</p>
<p>هیچ با خود فکر کرده ایم که امروز مهدی (عج) بیش از هر کس دیگر،‌در انتظار منتظران واقعی خویش است ؟!</p>
<p>هیچ با خود فکر کرده ایم که آیا این ندای حضرت را پاسخ دهنده ای هست؟</p>
<p>افسوس که پاسخ دهندگان بسیار اندکند.</p>
<p>افسوس که اگر شیعیان واقعی علی (ع) اندک نبودند، فرزندش در پرده غیبت باقی نمی ماند.</p>
<p>آری، آن هنگام که ندای «فزت و رب الکعبه» علی (ع) در محراب مسجد کوفه طنین انداز شد،</p>
<p>چشمانش نگران چنین روزهایی بود.</p>
<p>روزهایی همچون امروز که زمان بی تاب ظهور فرزندش و مکان بی قرار شنیدن ندای «أنا المهدی» اش می باشد.</p>
<p>آیا او را جوابگویی هست؟</p>
<p>شیعیان علی !</p>
<p>درک این حقیقت را به کدامین لحظه واگذارده ایم؟ فرصت ها از دست می رود.</p>
<p>شاید از هنگام ظهور اندکی بیش نمانده باشد !</p>
<p>لحظه ها از دست رفت،</p>
<p>عمرما بر باد رفت</p>
<p>هر که مرد راه هست !! یا علی !</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tabarestani.ir/fa/1388/11/12/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
